یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟

و دیگر بار آن بغض فروخورده ی شناخته شده.. که گه گاه فرا رسیدن بغضی عظیم تر را یادم می آورد. و باز ماتمی دلم را می گیرد که از پس عیدی پیشین لغزش نرم نرمش را به دریچه قلبم حس کرده ام.

از پس همان عید مشهور و مسطور و مستور...!

و هر آنچه هست از همان «خُم» آب می خورد! و از آن روز است که زمان آبستن شد؛ آبستن حادثه ای، ماتمی ، غمی ، فاجعه ای!!!

و من از همان زمان است که سخن می رانم با این زبان حقیر!

و من از همان زمان است که در گوشم صدایی زنگ می زند: « ب َخِّ بَخِّ لک یا أمیرالمومنین!.....  بَخّ ........بَخّ

و می بینم زبان های بی وضویی را که به سختی بیان می کنند این واژه مقدس را: « أمیر المومنین!» و پوزخندهای پر از حقد و کینه شان را..

و می بینم به وضوح، آن زبان های برنده را که بر رگ های مقدسی فرود آمدند..

و چه رگ هایی!

پ. ن ندارد! 

/ 14 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افلاكيان

سلام توي اين ايام مارو از دعاي خير محروم نكنيد ياعلي!

هانیه

سلام درویشم. خوبی؟ آپ نمی کنی برادر؟ یه چیزی بگم؟[نگران] بیش از ظرفیت دلم برات تنگ شده... ببینم این همه من اینو میگم تو قلب سنگت اثر می کنه یا نه!!![افسوس][شیطان] خدا بگذره ازت...[قهر] دوست دارم، [بغل][قلب][ماچ]

سجاد شاکریــــ

میدانی غریب کیست؟ غریب، پدر مظلوم من حسین بود . . . . . سلام و نور با " غریب الغرباء " بروزم شما هم دعوتید[گل]

صریر

و هر آنچه هست از همان «خُم» آب می خورد...!

سجاد شاکریــــ

سلام و نور روزهای سختی است برای زیتب کبری (س) " شـــام " در راه است حضرت زین العابدین (ع) روایتگر اتفاقات این شهر شده اند بیائید و بخوانید روایتگری ایشان را با " کاش راست نبود " بروزم شما هم دعوتید به این بزم اشک [گل]

محدثه میرزا

سلام درویش جون. یک قیامت گریه در راه است. و یک مرد سال هاست که در انتظار است.برای فرج قلبهامان.. ملتمسم.

sسالک

سلام رفیق گم شده ... نیستی؟ کجایی پس؟؟؟؟؟؟

رهرو

پوز خندهای پر از حقد و کینه شان ... و چه رگ هایی! سلام مدتی بود سر نزدم سیده درویش ... عرض ارادت ... مثل همیشه التماس دعا .

رهرو

سلام . همین ...