بدون شرح!

امشب من و این پنجره فولادی

قلبی که دخیل بسته ام با شادی

ای عقل!... که دیرت شده برخیز و برو

ما بنده عشقیم، برو!...آزادی!!

 

 

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارمیا

سلام ممنون از حضورتون استفاده کردم از مطالب این کلبه ی درویشی یا علی

بنده خدا

من که هر هفته ميرم عجيب دلم برايش تنگ مي شود...چه رسد به ديگران...

بنده خدا

عجيب نوشته کنار وبتون روم اثر گذاشت!!!

صبا

سلام [افسوس] منم دلم تنگ شده براشون شما که ماه پیش اونجا بودی من چی؟![ناراحت] التماس دعا

محدثه

سلام .با این تصویری که گذاشتی دلم واقعا پر کشید کاش لایق دیدار شویم !!!!

محدثه

!!! یادم رفت شکلکو میگم [خداحافظ]

مشتاق

هوای کوی تو دارم، نمی گذارندم.... سلام. پیشاپیش عید میلاد هم مبارک!!![گل]

از تبار فاطمه

دل که قاط بزند!(دقیقه با همین ط..÷پست از این بهتر نمیشود گذاشت.. در ضمن ما مثه شما وبلاگ نویسی دولا دولا نمیکنیم..خبر میدیم.... به روزم ... و عیدت مبارک..خیلی خیلی مبارک!

از تبار فاطمه

سلام بر درویش راس میگی حساب ..حساب 2 2 تا 4 تاس...ولی ..گفتم که اهل حساب کتاب نبودم نیستم ...نبود...نیست... شایدم بود و هست... ... .. . خیلی هم دولا دولا اپ میکنید...حرف زور نزنید حضرت درویش که..........! احوال مرا ز رنگ رخسار بپرس از چشم که خو کرده به تکرار بپرس یک عمر تماشای جدایی سخت است از پنجره های رو به دیوار بپرس بی ار تباط بود ناجورررر!

از تبار فاطمه

سلام بر درویش راس میگی حساب ..حساب 2 2 تا 4 تاس...ولی ..گفتم که اهل حساب کتاب نبودم نیستم ...نبود...نیست... شایدم بود و هست... ... .. . خیلی هم دولا دولا اپ میکنید...حرف زور نزنید حضرت درویش که..........! احوال مرا ز رنگ رخسار بپرس از چشم که خو کرده به تکرار بپرس یک عمر تماشای جدایی سخت است از پنجره های رو به دیوار بپرس بی ار تباط بود ناجورررر