خداحافظی

چند سال پیش بود که اولین وبلاگمو درست کردم یادم نیست! اما اولین وبلاگ جدی ای که داشتم با سه تا از دوستام بود همون سال اول دانشگاه باهم درستش کردیم. بعد دست سنجش ما رو از هم دور کرد... هر که دانشگاهش دورتر مهرش کمتر!! اما باز مقامت کردیم و یه دوسالی رو با هم وبلاگ رو چرخوندیم. من بودم و سالک و زهرا و عسل! یادش بخیر دبیرستان که بودیم دغدغه های جالبی داشتیم که در این مقال نگنجد و در حوصله مخاطب نیز!

اما بعد! دست سنجش قوی تر از مقاومت ما بود و شد همان که گفتم و راه ما جدا شد و قلب و دل و مهر و دوستی ما نیز! یا حداقل من از آنها!

حالا زهرا وبلاگی دارد تا از زنده بودنش باخبر باشم! و سالک و عسل...؟؟!

و اما من!

این وبلاگ را درست کردم با اسمی که برایم معناداشت! جای خالی من!! روزی که این اسم را انتخاب کردم جای رفیعی را برای خودم در نظر داشتم که خالی از من بود! ( عند ملیک مقتدر...) و بنده ای می خواستم باشم که باید!

و حالا جای خالی ای که برای خودم در نظر دارم در کنار یک دوست است!! و این یعنی نمیدانم چه!!؟ (از اساتید ادبیات به خاطر جمله بندی عالی ام عذر می طلبم!)

و می دانستم روزی خواهد رسید فرجام این وبلاگ! (بازهم عذر!)

و حالا آن روز است! به هیچ دلیل منطقی ولی نه به هیچ دلیلی!!

یاعلی

پ.ن: نمی خواهم بگویم برای همیشه اما فعلا اینطور فکر می کنم!

/ 16 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من

... که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد ...

jahetbe

معلومه روزای خوبی با هم داشتین که میخواین تکرارش کنین :)

سالک

درمورد نکته اول ت که متعلق به همسرانمان هستیم یانیستیم ..عقیده دارم هستیم ولی نه به معنای تعلق به همسر بلکه به معنای تعلق به دنیای ادم بزرگا...به این معنا که ماهم مثل بقیه دراین روزها درگیر زندگی باالایش ادم بزرگا شدیم چیزی که ازش نفرت داشتم والان فقط ازش بد م میاد...این یه واقعیته.. . . .درمورد علت ترک وبلاگ هم به نظرم هیچ وقت علت مستقیمی نیست..به نظرم البته.. والبته درکل بحثم درسیره نوشتن ..وعوض شدن نوع نگارش انسانهایی چون ماست ..البته بازهم نمی شود تعمیمیش داد...

فاطمه جونت

نرووووووووووووو سيد بمون ! ممنون از نظراتت! يادته يه بار جلو استادت بهت ابراز علاقه كردم الان يادش افتادم! ناخووووداگاه!

یه خواننده

پس داری می روی؟! به عبارتی رفتی؟! دوست دارم دلیل غیر منطقی شو بدونم!؟[متفکر]

یه خواننده

پس داری می روی؟! به عبارتی رفتی؟! دوست دارم دلیل غیر منطقی شو بدونم!؟[متفکر]

باز باران

سلام به تک درویش قلبم! باهات موافقم. گاهی لازمه تو مسیری که میری یه جا وایسی و فقط به اطراف نگاه کنی. هرجور مایلی ولی خواهشا حذفش نکن! لطفا! تا تولدی دوباره فعلا خدانگهدار! [خداحافظ][گریه][ناراحت][دلشکسته]

زائرصفا

سلام دوست عزیز . مثل اینکه ما وقتی رسیدیم که شما پست خداحافظ گذاشتی . در هر حال زائرصفا مربوط به بچه های بسیج دانشگاه تبریز هست و از هر نسلی توش مطلب می نویسند . موضوعات هم آزاده ، هرچیزی که زائرصفایی باشه و به درد جمع بخوره . اگر هم قبلا از جمع ما نبودی یه مدت سر بزنی ، متوجه می شی . امیدوارم که حضورتون تداوم داشته باشه . به زودی طرح هایی داریم که حتما به اطلاع شما هم می رسونیم .

زائرصفا

طاعات قبول ! برای دیدن برنامه ها و شرکت در هیئت وبلاگی فاطمه زهرا سلام الله علیها به ما سر بزنید . [گل]

زائرصفا

سلام دوست عزیز طاعات قبول پله دوم جدول به شما اختصاص یافت . التماس دعا