جای خالی من
جای من خالیست.. جای من خیلی خالیست..فی مقعدصدق عند ملیک مقتدر..جای من اینجا خالیست، حیف! حیف که خالیست!
نويسندگان

و دیگر بار آن بغض فروخورده ی شناخته شده.. که گه گاه فرا رسیدن بغضی عظیم تر را یادم می آورد. و باز ماتمی دلم را می گیرد که از پس عیدی پیشین لغزش نرم نرمش را به دریچه قلبم حس کرده ام.

از پس همان عید مشهور و مسطور و مستور...!

و هر آنچه هست از همان «خُم» آب می خورد! و از آن روز است که زمان آبستن شد؛ آبستن حادثه ای، ماتمی ، غمی ، فاجعه ای!!!

و من از همان زمان است که سخن می رانم با این زبان حقیر!

و من از همان زمان است که در گوشم صدایی زنگ می زند: « ب َخِّ بَخِّ لک یا أمیرالمومنین!.....  بَخّ ........بَخّ

و می بینم زبان های بی وضویی را که به سختی بیان می کنند این واژه مقدس را: « أمیر المومنین!» و پوزخندهای پر از حقد و کینه شان را..

و می بینم به وضوح، آن زبان های برنده را که بر رگ های مقدسی فرود آمدند..

و چه رگ هایی!

پ. ن ندارد! 

[ ۱۳٩٠/٩/۳ ] [ ٩:٥۸ ‎ق.ظ ] [ درویش ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

یک دانشجو.. یک فرزند...یک خواهر...یک همسر... یک فرزند آدم... (هنوز یک بنده خدا نشدم که به لیست بالا اضافه اش کنم!) اضافه می کنم: یک بنده خدا! به قول دوستی بنده خدا نباشم سر خر را به سمت کجا کج کنم؟! سر خر را کج می کنم سمت خودش. من همان اشرف مخلوقاتی هستم که آفریدی ام! مال بد بیخ ریش صاحبش! آدم کردنش هم با خودت
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب